|
Artist: Shadmehr Aghili >>> معرفی ترک های آلبوم تقدیر<<< SHADMEHR AGHILI LIVE IN CONCERT, NOKIA CLUB LOS ANGELES SATURDAY JUNE 20TH کنسرت بزرگ شادمهر عقیلی در لس آنجلس شادمهر عقیلی در ۲۰ جون برابر با ۳۰ خرداد در سالن کلاب نوکیا در لس آنجلس بر روی صحنه میرود ! فقط تو اعوش خودم دغدغه هاتو جا بذار
کاش از اول نبودی دلم برات تنگ نمی شد
قرار تنهایی ما روز جدایی فردا بود خلاصه فردا واسه ی ما شروع کل دردا بود فردا قرار بود من و تو از همدیگه جدا بشیم فردا قرار بود همدم گریه بی صدا بشیم از تو چه پنهون گل من " من خیلی وقته بی توام دیروز فردا نداره برام چه سخته بی توام یادش بخیر قلب تو بود برای من سنگ صبور میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبرم بده چه جوری باور بکنم رقیب من نازت کنه شبها کنارت بخوابه از خواب بیدارت کنه یادته که زیر بارون تو دعا کردی بمیرم منم قول دادم که دیگه عکس تو بغل نگیرم تو دعا ت گرفت و مردم اما عاشقم هنوزم با همون یه قاب عکست میگذرونم شب و روزم لحظه های اخر تو میره از یادم به سختی بدرقه ات اومدم اما دست تکون ندادی رفتی یه دل خوشی دارم هنوز حالا که دارم میمیرم هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم میبینم نگاه به چشم خیس من به عشق پاکم نکنی رفیق من رفته سفر چند روزی خاکم نکنید شاید خوشش نیاد که من تو خاک و خون پیرهنم مردم چرا نمیاد با گل سرخ به دیدنم توقع داشتم میمیرم حداقل نگاه کنه حتی نیومد لحظه ای با جسمم وداع کنه
نیمه شب اواره و بی حس و حال در سرم سدای جامی بی زوال پرسه ای اغاز کردیم در خیال دل به یاد اورد ایام وصال از جدایی یک دو سالی میگذشت یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت دل به یاد اورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را ان نظر بازی ان اسرار را ان دو چشم مست اهو بار را همچو راضی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود امد و هم اشیان شد با منو ناتوان بود و توان شد با منو دامنش شد خوابگاه خستگی این چنین شد اغاز دلبستگی وای از ان شب زنده داری تا سحر وای از ان عمری که با شد به سر مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق می شد بیشتر امد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بین ما اغاز شد گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل گر تو زورق مان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل دل ز عشق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده گفت در عشقت وفادارم بدار من تو را پس دوست میدارم بدار شوق وصلت را بر سر دارم بدار چون تویی محمور حمالم بدار با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا میشود فردای من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوی رخت افزون شده جز تو هر یادب مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس در این جز او جا نبود دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود خوبی او شهره افاق بود در نجابت در نکوهی طاق بود روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت اخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم ان عهد و پیمان و شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست ان کبوتر عاقبت از مرز رفت رفت و با دلدار دیگر عهد بست با که گویم هم خون من است خزم جان و تشنه خون من است بخت بد بین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول ان رحمت نشد ان طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست با چنین تقذیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم همدم شدم باد نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره اب گشتم کم شدم اخر اتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا پر پروانه را عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگر اخر این یک بار از من بشتو پر بر من و بر روزگارم دل مبر عاشقی را دیر فهمیدی چه زود عشق دیرین گسسته تار و پود گر چه اب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود بعد از این هم اشیانت هر کس هست باش با او ما را بس است
اگه با من تو می مونی
تو که نیستی غم غربت با منه همیشه یه دنیا حسرت با منه تو که نیستی روزا با شب یکی ان هر دوشون تاریکن و تاریکی ان با تو ماهو همه جا می بینم حتی خورشید و شبا می بینم بی تو این دنیا که تو چنگ منه دیگه چنگی به دل نمی زنه میدونستی پیش تو گیره دلم می دونستی بری میمیره دلم ای دل صاحب مرده / باز تو رو خواب برده پاشو از خواب و ببین / دنیاتو اب برده دارم از این همه گریه اب میشم رو سر دنیا دارم خراب مبشم خیلی مایوسه دلم یه کاری کن داره میپوسه دلم یه کاری کن غم و غصه شده حق دل من به همینا مستحقه دلم دلی که بی تو تونه دل باشه به خدا بهتره زیر گل باشه دارم از درد غریبی اب میشم رو سر خودم دارم خراب میشم
قسمت این بود مهاجر بشیم ناخواسته ما مسافر بشیم ساکن شدیم بندرعباس رگ و ریشه ما از اونجاست همه ساده دل همه سالاریم چقدر با مرام چقدر باحالیم زندگی با ما همش خاطره است نون شب نباشه تیپ به جاشه عینک ریبن روی چشاشه تیپ واسه ماها اجباریه مثل قانون بابا الزامیه اسم خوزستان برام افتخار ابادانی بودن برام اعتبار لقب استانمون قهرمان بوده ابادان پاریس کوچولو ایران بوده بعد جنگ شدیم مهاجر سختی کم نبود خوردیم خون و دل ساکن شدیم بندرعباس ساختیم ابادان با عشقی خاص لباس محلیمون هست دشداشته قیمت خونته فکر نکن مفت باشه گیتار و بیخیال بچسب نی همبون میزنیم تا همه ی دنیا بدونه از اصالت از اصل ما از مرد جنوب خوزستان ما ماه محرم عزای ما هست سنگین سینه زنی ما رو بیا و ببین مردمی خوش مرام ما به خدا ابادان سرور شعار روی دیوارها سه خصلت بارز داریم ما فوتبال . مرام. خوشتیپی ما 4 محله توی بندر سر تره همه میدونن ابادان سرور
باید تورو پیدا کنم باید تورو پیدا کنم
وقتی قطره های بارون پا میگذاشتن روی ایون حرف هامون با هم قشنگ بود زیر بارون حالا با ریزش بارون من به یاد تو میخونم روز میعاد من و تو کی میاد میخوام بدونم بارون اسمون باز گریونه این دنیا دیگه واسه ی من زندونه یاد اون توی خاطرم میمونه چشمهای خسته ی من به یاد اون گریونه تو بدون وقتی بیایی تو رو چشمام میذارم شب توی اوج اسمون ها ماه و توی چشمات میذارم حالا بارون جای من تو گریه سر کن توی کویر خشک قلبم تو بیا کمی نظر کن بارون اسمون باز گریونه این دنیا دیگه واسه ی من زندونه یاد اون توی خاطرم میمونه چشمهای خسته ی من به یاد اون گریونه
چه لطیف است حس اغازی دوباره و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای اغاز تنفس او چه اندازه عجیب است روز ابتدا بودن و چه اندازه شیرین است امروز روز من روزی که من اغاز شدم تولدم مبارک زن متولد ابان او مغرور مطمئن و جذاب است رابطه با جنس مخالف برایش مفهوم خاصی دارد و تاسف او هم بیشتر همین است که چرا در این رابطه مرد افریده نشده است شخصیت او میانه ای با زن های لوس ندارد و نمیتوان براحتی او را گول زد . تاثیر گذاری او به دیگران شباهت به جادوگری دارد او نیازمند یک شریک قدرتمند ات تا بتواند زندگی زنا شویی را بنا کند مرد مورد نظر او باید در چشمش پر قدرت .سالم. خوش ظاهر و فهمیده باشد و البته ازادی عمل او را از بین نبرد تا مایه افتخارش باشد حد وسط برای او وجود ندارد یا شدیدا عاشق کسی است و یا علاقه ای به کسی ندارد دوستا نش را به سختی انتخاب مبکند و بسیار ایده الیست و وفادار است . خانه دار و منظم است و به اراستی خود و منزل بسیار اهمیت میدهد برای فرزندان مادری عاشق و فداکار است . او زنی فعال است که تجارب شیرین به همسرش می بخشد و هنگام خطر برای دفاع از حقوق خانواده خصوصا بچه ها یک افعی واقعی است . ابان : با ارمان سکس سمبل : عقرب شعار : من ارزو میکنم ستاره حاکم : پلوتو عنصر وجود : اب شخصیت : ثابت فلز وجود : اهن سنگ خوش یمن : سیلیس رنگ محبوب : قرمز تیره گل محبوب : ارکیده و رازقی روز مبارک : سه شنبه
|
About![]()
sheyda Archivesهفته دوم اردیبهشت 1388هفته چهارم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 Links
سایت شادمهر |