تبليغاتX
خودم و خودش

خودم و خودش

این اولین این اخرین ترانه ی مسافره

یه حادثه است یه هق هق است یه خاطره است

فاجعه بود رفتن تو بغض سکوتم و شکست

جغد سیاه قصه ها روی بوم خونمون نشست

هرگز نخواه به خنده هام با قصه هم بازی بشم

باور کنم نیستی دیگه به مرگ تو راضی بشم

اون دستهایی که تو رو برد هرگز شکستم و ندید

فاصله ها زیاد شدند دستهام به دستات نرسید

اون ستگ قبر روی سرت طعنه به اشکهام میزنه

کاش تو بودی من نبودم این اخرین حرف منه

تو زیر خاک رفتی ولی من اینجا پوسیده شدم

برای برگشتن تو می گذرم از جون خودم

کی فکر میکرد یه روزی من همدم خاک تو بشم

تو قول بده بیایی پیشم هر چی بخوای همون میشم

به رسم خاک و اب و یاد سپردمش به دست باد

مسافرم سفر بخیر بهشت مبارک تو باد

 

اشکهایم را پذیرا باش انگاه که سجده بر خاک تو میزنم انگاه که حجم خاک دیواری است بین بودن و نبودن اضطرابم را پذیرا باش انگاه که پر میکشم تا اسمان تو انگاه که حجم خاک جسمم را گرو می گیرد تا بداند که در اغوش تو ارامش میگیرم سقوطم را پذیرا باش که نیاموختی ان هر فرازی را فرودی است اری جای خالیت خالیست تنها کلامم بعد از تو بازهم بازهم تنهایی است

                    

+نوشته شده در سه شنبه 1387/03/28ساعت20:32توسط sheyda | |

بی تو این روزهای روشن واسه ی من تاریک و تاره وقتی بی تو تک و تنهایم زندگیم معنا نداره از همون روزی که رفتی دل به هیچکسی ندادم فکر می کردم می رسی یه روز تو بی کسیم به دادم گفتن این لحظه ی اخر واسه من همه سوال دیدن دوباره تو فقط توی خواب وخیال لحظه های اخر تو توی قلب من می مونه هیچی مثل من بلد نیست قدر چشمهای تو رو بدونه . رفتی و چشمهای خیسم یادگاری از تو مونده بی وفا بودنت هنوزم تو رو از دلم نرونده چشم به راه تو می مونم تا که برگردی دوباره میترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره . رفتی و اما خاطراتت توی قلب من می مونه هیچی مثل تو بلد نیست دلم رو بسوزونه تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو میمونم تو دیگه رفتی که رفتی نمی ایی پیشم میدونم اما هر کجا که هستی من و توی دلت نگه دار با چشم های خیس و گریان من میگم خدا نگهدار.

             

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/22ساعت14:6توسط sheyda | |